<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>بررسی‌های بازرگانی</title>
    <link>https://barresybazargani.itsr.ir/</link>
    <description>بررسی‌های بازرگانی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>موانع ساختاری و نهادی کاربست اوراق گام در صنعت فولاد ایران؛ تبیین نقش پیچیدگی شبکه و ریسک سرایت</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_736214.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف واکاوی &amp;amp;laquo;کاربست انتقال اعتبار&amp;amp;raquo; در زنجیره تأمین صنعت فولاد ایران، نقش ابزارهای نوین نظیر &amp;amp;laquo;اوراق گام&amp;amp;raquo; را در مدیریت سرمایه در گردش بررسی می‌کند. مسئله اصلی، شناسایی مرز بهینه کاربست این ابزارها در شبکه‌های چندلایه است که در آن هزینه‌های نهادی و ریسک‌های شبکه‌ای، منافع مالی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند. با اتخاذ رویکردی تحلیلی&amp;amp;ndash;کیفی و بهره‌گیری از نظریات اقتصاد نهادی و تحلیل شبکه‌های تولید، این مطالعه نشان می‌دهد که موفقیت انتقال اعتبار نه تابع گسترش کمی، بلکه وابسته به &amp;amp;laquo;ساختار همبستگی تولید&amp;amp;raquo; و جایگاه ابزار در گره‌های گلوگاهی (حلقه لنگر) است. یافته‌ها حاکی از آن است که عمق مؤثر انتقال اعتبار، تابعی از فاصله اعتباری تا گره لنگر است. افزون بر این، &amp;amp;laquo;عدم تقارن اطلاعاتی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;هزینه‌های معاملاتی&amp;amp;raquo; در لایه‌های عمیق زنجیره، مرزی تحت عنوان    ایجاد می‌کند که فراتر از آن، کارایی ابزارها کاهش می‌یابد. تحلیل تطبیقی نشان می‌دهد که اوراق گام به دلیل نااطمینانی در نرخ تنزیل و محدودیت نقدشوندگی، در حلقه شمش فولاد در مقایسه با اعتبار اسنادی (LC) از نفوذ کمتری برخوردار است. در نهایت، پژوهش پیشنهاد می‌کند که سیاست‌گذاری در این حوزه باید به‌جای تمرکز بر بنگاه‌های منفرد، با رویکردی شبکه‌محور و مبتنی بر تثبیت نقدینگی در گلوگاه‌های استراتژیک صورت گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد یادگیری ماشین در ارتقای بهره‌وری اکتشافات معدنی: مطالعه موردی جدایش ناهنجاری‌های ژئوشیمیایی در محدوده مراکی هرمزگان</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_736215.html</link>
      <description>افزایش هزینه‌ها و عدم قطعیت در مراحل اولیه اکتشاف معدنی، ضرورت استفاده از روش‌های تحلیلی پیشرفته برای بهبود کارایی فرآیندهای اکتشافی را برجسته کرده است. در این پژوهش، کاربرد الگوریتم‌های یادگیری ماشین در ارتقای بهره‌وری اکتشافات معدنی از طریق جدایش ناهنجاری‌های ژئوشیمیایی مورد بررسی قرار گرفته است. محدوده مراکی در استان هرمزگان به عنوان مطالعه موردی انتخاب شد و داده‌های ژئوشیمیایی منطقه با بهره‌گیری از ترکیبی از روش‌های آماری و مدل‌ یادگیری ماشین تحلیل گردید. در مرحله نخست، تحلیل‌های آماری توصیفی و همبستگی برای بررسی ویژگی‌های داده‌ها و شناسایی روابط میان عناصر ژئوشیمیایی انجام شد. سپس به منظور تفکیک مقادیر زمینه و ناهنجاری، از روش‌های آماری کلاسیک شامل انحراف معیار و انحراف از میانه استفاده شد. در ادامه، الگوریتم جنگل تصادفی به عنوان یکی از روش‌های کارآمد یادگیری ماشین برای شناسایی الگوهای پیچیده و روابط غیرخطی میان عناصر ژئوشیمیایی به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که مدل جنگل تصادفی در مقایسه با روش‌های آماری سنتی توانایی بالاتری در شناسایی نواحی مستعد کانی‌سازی دارد و نقشه‌های حاصل از این مدل هم‌خوانی مناسبی با روندهای زمین‌شناسی و ساختاری منطقه نشان می‌دهند. یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که استفاده از رویکردهای مبتنی بر یادگیری ماشین می‌تواند به بهبود دقت تحلیل داده‌های اکتشافی، کاهش عدم قطعیت در مراحل اولیه اکتشاف و ارتقای بهره‌وری اقتصادی فعالیت‌های معدنی کمک کند. این نتایج می‌تواند در طراحی راهبردهای نوین اکتشاف معدنی و توسعه رویکردهای داده‌محور در بخش معدن مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیاست‌ها و ابزارهای تنظیم‌گری توسعه نوآوری در صنایع خودروسازی جهان، درس‌هایی برای ایران</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_736938.html</link>
      <description>صنعت خودرو ایران به‌عنوان یکی از صنایع پیشران صنعت کشور، نقشی کلیدی در اشتغال‌زایی، ایجاد ارزش مبتنی بر فناوری و توسعه نوآوری ایفا می‌کند. با این حال، سیاست‌ها و ابزارهای فعلی تنظیم‌گری این صنعت در ایران، به‌جای تسهیل نوآوری، منجر به قفل‌شدگی فناوری، کاهش انگیزه تحقیق و توسعه و تداوم شکاف با روندهای توسعه نوآوری در سطح جهانی شده است. این مقاله با اتکا به تحلیل اسنادی و انجام مطالعات تطبیقی، تلاش کرده تا با مقایسه و دسته سیاست‌ها و ابزارهای تنظیم‌گری در جهت توسعه نوآوری در برخی از کشورهای در حال توسعه در صنعت خودرو، درس‌هایی برای بازآرایی سیاست‌ها و ابزارهای تنظیم‌گری نوآوری صنعت خودروی کشور ارایه نماید. درنهایت این مقاله پیشنهاد می‌کند با حذف تدریجی قیمت‌گذاری دستوری و واگذاری آن به رقابت بازار، ایجاد نهاد تنظیم‌گر واحد و مستقل در صنعت خودرو، حمایت هوشمند از قطعه‌سازان برای ارتقا به شرکای طراحی پلتفرم و تدوین سند راهبردی فناوری‌های نوین در صنعت خودروسازی با تمرکز بر خودروهای برقی و ترکیبی، باید منطق نظام تنظیم‌گری صنعت خودرو ایران را از منطق کنترل، قیمت‌گذاری و مداخله مستقیم در صنعت به منطق هدایت، استانداردگذاری و مأموریت‌گرایی تغییر داد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده‌پژوهی بازاریابی هوشمند در نظام بانکی با تمرکز بر سازمان‌های خودگردان غیرمتمرکز</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_736213.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف آینده‌پژوهی بازاریابی هوشمند در نظام بانکی ایران با تمرکز بر سازمان‌های خودگردان غیرمتمرکز و ارائه پیشنهادهای کارکردی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی-توسعه‌ای و از نظر روش، کیفی با رویکردی اکتشافی و آینده‌نگر است. جامعه مشارکت‌کنندگان پژوهش شامل مدیران ارشد و میانی بانک‌های تجاری، کارشناسان حوزه بازاریابی و تحول دیجیتال بانکی و متخصصان فناوری‌های مالی و بلاک‌چین بود که در زمینه بانکداری هوشمند و سازوکارهای غیرمتمرکز تجربه و دانش کافی داشتند. نمونه‌گیری به روش هدفمند انجام شد و با مشارکت 15 نفر، اشباع نظری حاصل گردید. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و با تمرکز بر روندهای نوظهور، پیشران‌های کلیدی، عدم‌قطعیت‌های اثرگذار و آینده مطلوب بازاریابی هوشمند گردآوری شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها بر اساس چارچوب آینده‌پژوهی هاینز و بیشاپ و با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای مکس‌کیودا و سناریو ویزارد انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد که آینده بازاریابی هوشمند در نظام بانکی ایران به‌طور اساسی تحت تأثیر دو عدم‌قطعیت بنیادین، یعنی سطح و سرعت پذیرش سازمان‌های خودگردان غیرمتمرکز و نحوه واکنش نهادهای تنظیم‌گر بانکی، شکل می‌گیرد. تحلیل سناریوها حاکی از آن است که تحقق آینده مطلوب مستلزم حمایت و تطبیق مقررات، ظرفیت‌سازی فناورانه، اعتمادسازی اجتماعی و تقویت همکاری‌های بین‌المللی است. به‌طور کلی، گذار از الگوهای سنتی بازاریابی به سوی حکمرانی شفاف و هوشمند مبتنی بر سازوکارهای غیرمتمرکز، ضرورتی راهبردی برای ارتقای اثربخشی، شفافیت و پایداری رقابتی نظام بانکی کشور به شمار می‌آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل محتوای استرالوژی در کمپین‌های تبلیغاتی بر قصد خرید نسل Z; رویکرد فراترکیب و نگاشت شناختی فازی</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_736024.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی یکپارچه و مبتنی بر مبانی علمی، به بررسی تأثیر محتوای استرالوژی بر رفتار خرید نسل Z می‌پردازد؛ موضوعی که هم از منظر نظری در حوزه بازاریابی و هم از جنبه عملی برای برندها حائز اهمیت است، اما تاکنون به‌صورت منسجم و نظام‌مند مورد مطالعه قرار نگرفته است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی بوده و از حیث شیوه گردآوری داده‌ها در زمره پژوهش‌های توصیفی قرار می‌گیرد و با رویکردی کیفی و کمی انجام شده است. روش مورد استفاده بخش کیفی فراترکیب است که شامل مراحل جست‌وجو، ارزیابی، تلفیق، گزارش و تفسیر جزئی یافته‌های پژوهش‌ها می‌باشد. داده‌ها از طریق بررسی اسناد و منابع پیشین و با انتخاب 26 مقاله علمی گردآوری شده و برای تحلیل آن‌ها از روش تحلیل محتوا بهره گرفته شده است. در گام بعدی تحلیل تم با استفاده از مصاحبه با خبرگان انجام شد. کدگذاری به‌صورت دستی و با نرم‌افزار MAXQDA انجام شد. در بخش کمی، از روش نگاشت شناختی فازی استفاده شد. برای محاسبه میزان تأثیرگذاری، ظرفیت تأثیرپذیری و شاخص محوریت وزن‌های محاسبه شده برای 37 رابطه در قالب یک ماتریس به‌عنوان ورودی نرم‌افزار FCMapper در نظر گرفته شده است. نتایج تحلیل‌ها نشان داد که متغیرهای تعامل و درگیری مصرف‌کننده و نگرش مصرف‌کننده به برند، بیشترین میزان تأثیرگذاری، ظرفیت تأثیرپذیری و شاخص محوریت را دارا هستند. در مقابل، متغیر تعامل با کمپین و ویژگی‌های محتوای تبلیغ، کمترین میزان تأثیرگذاری، ظرفیت تأثیرپذیری و شاخص محوریت را نشان داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثر حضور اجتماعی ادراک‌شده در بسترهای گردشگری آنلاین بر قصد خرید</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_736026.html</link>
      <description>رشد سریع پلتفرم‌های گردشگری آنلاین و رقابت فزاینده در این حوزه، شناخت عوامل مؤثر بر قصد خرید کاربران را به یک ضرورت راهبردی تبدیل کرده است. در این میان، حضور اجتماعی ادراک‌شده به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی تجربه کاربر در محیط‌های دیجیتال می‌تواند سازوکارهای انگیزشی خرید را فعال سازد. پژوهش حاضر با هدف تبیین سازوکار اثرگذاری حضور اجتماعی ادراک‌شده بر قصد خرید کاربران پلتفرم‌های گردشگری آنلاین، نقش میانجی انگیزه‌های سودمندگرایانه را بررسی می‌کند. این مطالعه با رویکردی کمی و بر پایه داده‌های پیمایشی گردآوری‌شده از 181 کاربر پلتفرم‌های جاباما، علی‌بابا، جاجیگا، اسنپ‌تریپ و اقامت 24 در ایران انجام شد و مدل مفهومی پژوهش از طریق مدل‌سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) آزمون گردید. نتایج نشان می‌دهد حضور اجتماعی ادراک‌شده تأثیر مثبت و معناداری بر قصد خرید دارد و به‌طور همزمان انگیزه‌های سودمندگرایانه را تقویت می‌کند. با این حال، تنها انگیزه‌های سودمندگرایانه دارای نقش میانجی معنادار در رابطه بین حضور اجتماعی ادراک‌شده و قصد خرید بودند، در حالی که میانجی‌گری انگیزه‌های لذت‌گرایانه تأیید نشد. این یافته‌ها بیانگر آن است که در بستر گردشگری آنلاین، مسیر کارکردی و عقلانی نقش غالب در تبدیل تعاملات اجتماعی دیجیتال به تصمیم خرید ایفا می‌کند و بر اهمیت تقویت ابعاد کارایی، سهولت و شفافیت در طراحی پلتفرم‌های گردشگری تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مالی و اقتصادی تکمیل زنجیره تولید آلومینا با احداث کارخانه سیمان دیرگداز</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_737507.html</link>
      <description>سیمان دیرگداز به عنوان ماده‌ای مقاوم در برابر حرارت بالا، خوردگی و فرسایش در صنایع مختلف کاربرد دارد. با توجه به در دسترس بودن آهک مورد نیاز تولید این سیمان در استان همدان، پژوهش حاضر به بررسی امکان تولید سیمان دیرگداز در این استان با رویکردی آمیخته (کمی-کیفی) پرداخته است. برای جمع‌آوری اطلاعات از روش مطالعات کتابخانه‌ای و مصاحبه نیمه‌ساختار یافته با 16 نفر از خبرگان صنعت استفاده شده است. تحقیق در سه مرحله با محوریت مطالعات بازاریابی، مطالعات فنی- تکنولوژی و مطالعات مالی-اقتصادی انجام شد. روند بازار داخلی و بین‌المللی محصول مبتنی بر داده‌های تجاری با استفاده از مصاحبه‌های ساختار یافته و روش رگرسیون پیش‌بینی گردید. برای تخمین هزینه ثابت و جاری از داده‌های آماری و استعلام از مراجع معتبر استفاده شد. در نهایت ارزیابی مالی با استفاده از نرم‌افزار کامفار صورت گرفت. یافته‌ها نشان داد که تولید سیمان دیرگداز در ایران با وجود چالش‌های تأمین آلومینای خالص، پتانسیل بالایی برای رشد و صادرات دارد. مازاد عرضه با رشد مثبتی مواجه بوده و از 10,993 تن (1402) به مقدار 32,054 تن (1405) خواهد رسید. در کشورهای همسایه نیز ظرفیت مناسب صادراتی (458,000 تن) وجود دارد. کل سرمایه‌گذاری مورد نیاز پروژه 27,590,511 میلیون ریال بوده و با استفاده از 11/55 درصد از ظرفیت تولید در سال اول، پروژه به نقطه سر به سری می‌رسد. دوره بازگشت سرمایه، 67/4 سال، ارزش خالص فعلی سرمایه، 87/9,098,279 میلیون ریال و نرخ بازده داخلی سرمایه‌گذاری برابر با 51/42 درصد بدست آمده است؛ فلذا پروژه در شرایط فوق توجیه‌پذیر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کریدور زنگزور و توافق صلح میان ارمنستان و آذربایجان با میانجیگری ایالات متحده: پیامدهای اقتصادی و تجاری برای ذینفعان منطقه‌ای، با تمرکز بر نقش بالقوه ایران</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_737575.html</link>
      <description>کریدور زنگزور که در توافقنامه صلح با میانجیگری ایالات متحده در 8 آگوست 2025 بین ارمنستان و آذربایجان امضا شد، به عنوان مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین‌المللی تغییر نام داده است، نشان‌دهنده یک تحول اساسی در ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی است. این مطالعه، از منظر روابط بین‌الملل، پیامدهای چندوجهی این کریدور را در ابعاد سیاسی، اقتصادی، تجاری و امنیتی برای ذینفعان کلیدی آن یعنی آذربایجان، ارمنستان، ایالات متحده، ایران، ترکیه و روسیه بررسی می‌کند. تحولات اخیر 2025، برای ارزیابی این موضوع و روند اجاره 99 ساله ایالات متحده بر این کریدور 32 کیلومتری از طریق استان سیونیک ارمنستان می‌تواند 50 تا 100 میلیارد دلار تجارت سالانه اوراسیا را آزاد کند،</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی الگوی بازاریابی پایدار با محوریت تحول دیجیتال در صنعت خودروسازی کشور</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_737576.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی بازاریابی پایدار با محوریت تحول دیجیتال در صنعت خودروسازی ایران، با رویکرد آمیخته اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ خبره دانشگاهی و مدیران ارشد خودروسازی صورت گرفت و داده‌ها با روش داده‌بنیاد و نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شدند. در بخش کمی، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته بر اساس یافته‌های کیفی و با طیف لیکرت پنج‌درجه‌ای، میان ۲۰۰ مدیر و کارشناس توزیع گردید و داده‌ها با روش حداقل مربعات جزئی و نرم‌افزار SMART PLS تحلیل شدند. یافته‌های کیفی نشان داد که شرایط علّی مؤثر بر بازاریابی پایدار شامل فشارهای نهادی و نظارتی، تغییر رفتار مشتریان، رقابت فناورانه و الزامات توسعهٔ پایدار است. همچنین زیرساخت‌های فناورانه و اطلاعاتی و ویژگی‌های ساختاری-صنعتی خودروسازی به‌عنوان شرایط زمینه‌ای و چالش‌های ساختاری و فرآیندی در مسیر گذار دیجیتال پایدار به‌عنوان شرایط مداخله‌گر شناسایی شدند. راهبرد اصلی مدل، استقرار تحول دیجیتال از طریق داده‌محوری، هوشمندسازی ارتباط با مشتری، یکپارچه‌سازی کانال‌های بازاریابی، بهبود تصمیم‌گیری و تقویت زنجیرهٔ ارزش پایدار است که زمینه‌ساز پیامدهای اقتصادی، زیست‌محیطی، اجتماعی، فناورانه و صنعتی می‌شود. نتایج اعتبارسنجی کمی نشان داد روابط اصلی مدل از نظر آماری معنادار بوده و ضرایب مسیر، نقش پیش‌بین متغیرها را تأیید می‌کند. مقادیر ضریب تعیین، قدرت تبیینی مناسب و شاخص‌های برازش، کفایت ساختار الگو را نشان دادند. نوآوری پژوهش در ارائهٔ الگویی یکپارچه و پارادایمی است که بازاریابی پایدار، قابلیت‌های دیجیتال، الزامات نهادی، رفتار نوین مشتریان و اقتضائات ساختاری صنعت خودرو را در چارچوبی منسجم ترکیب می‌کند و امکان سنجش تجربی روابط میان این ابعاد را فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برآورد اقتصادسنجی تعیین‌کننده‌های سرمایه‌گذاری در بخش‌های صنعت، معدن و تجارت</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_737577.html</link>
      <description>امروزه توسعه و رشد اقتصادی، دغدغه همه کشورها بوده و تمام کشورها به‌دنبال راهی هستند که بتوانند به رشد اقتصادی &amp;amp;rlm;دست یابند. از سویی دیگر، با توجه به محدودیت منابع و رقابت برای بدست آوردن آن‌ها هر روز سخت‌تر می‌گردد. تقریباً &amp;amp;rlm;در طول تاریخ علم اقتصاد، سرمایه‌گذاری به‌عنوان موتور محرک رشد اقتصادی جایگاه‌ ویژه‌ای داشته که شناسائی عوامل &amp;amp;rlm;موثر بر آن، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است. بخش‌های صنعت، معدن و تجارت جزء بخش‌های کلیدی به شمار &amp;amp;rlm;می‌رود که سرمایه‌گذاری در آن‌ها نقشی حیاتی در اقتصاد و رشد آن دارد که وابستگی عمیق صنایع گوناگون به &amp;amp;rlm;سرمایه‌گذاری، ترکیب و اجزای آن در بخش‌های مذکور از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. جهت افزایش &amp;amp;rlm;سرمایه‌گذاری در بخش‌های صنعت، معدن و تجارت راهکارهای؛ تحریک تقاضای سرمایه‌گذاری از طریق کاهش نرخ سود &amp;amp;rlm;تسهیلات، کنترل نوسانات نرخ ارز و هجینگ ارزی، برنامه‌ریزی برای توسعه سرمایه‌گذاری رقابت‌پذیر، تدوین برنامه‌های &amp;amp;rlm;منسجم در راستای مشارکت عمومی-دولتی، واگذاری طرح‌های عمرانی نیمه‌تمام، راه‌اندازی صندوق پروژه ارزی برای &amp;amp;rlm;طرح‌های با رقابت پذیری بالا، تبدیل تجارت به سرمایه‌گذاری و افزایش هزینه‌های عمرانی و خریدهای دولت توصیه &amp;amp;rlm;می‌گردد. تاثیرات تحریم در حوزه‌های مالی عمدتاً از طریق ایجاد محدودیت‌های تجاری در زمینه فعالیت‌های بانکی و &amp;amp;rlm;بیمه‌ای و عدم سرمایه‌گذاری در بخش نفت و گاز به صنایع کشور سرایت می‌کند. این عوامل باعث افزایش هزینه‌های تامین &amp;amp;rlm;منابع کوتاه‌مدت و بلندمدت ارزی، افزایش قیمت تمام شده محصولات داخلی وابسته به ارز و طرح‌های سرمایه‌گذاری &amp;amp;rlm;صنعتی در حال اجرا و در بدترین حالت توقف سرمایه‌گذاری‌ها و طرح‌های وابسته به ارز خواهد شد. &amp;amp;rlm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و ارائه الگوی پارادایمی زنجیره ارزش چرخشی و تحلیل گونه‌شناسی متغیرهای تاثیرگذار با کاربست روش تحلیل اثرات متقابل</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_737578.html</link>
      <description>هدف: امروزه زنجیره ارزش چرخشی مفهومی نوظهور بوده و توجه به آن در مسیر توسعه پایدار کشورهای جهان امری ضروری تلقی می-شود، چراکه زنجیره ارزش چرخشی بر استفاده موثر و مکرر منابع موجود تمرکز یافته است. در ایران نیز مسئله استحصال مداوم منابع محدود طبیعی به موازات تولید فزاینده انواع پسماندها و آلودگی‌های محیط‌زیستی مشکلات متعددی در کشور ایجاد نموده است که هنوز ورود مطالعاتی جامع بدان صورت نگرفته است. ازاین‌رو، پژوهش حاضر در پی آن است که بتواند الگوی پارادایمی زنجیره ارزش چرخشی کشور را به روشی جامع ارائه نماید. روش: این پژوهش از منظر ماهیت آمیخته است و در بخش کیفی از طریق رویکرد داده‌بنیاد ابعاد الگو استخراج گردید. بخش کیفی مشتمل بر مروریافته‌های ادبیات نظری و سوابق پیشین و همچنین مصاحبه با خبرگان آگاه بوده است. در مرحله دوم تحلیل کمی یافته‌های بخش کیفی با استفاده از نرم‌افزار میک‌مک به انجام رسید و اثرات متقاطع تجزیه و تحلیل شده و گونه‌شناسی متغیرها ارائه شد. در این پژوهش با مرور و ترکیب یافته‌های پیشین و بازنمایی مفاهیم از طریق استخراج کدها با استفاده از نظرات خبرگان، روایی ساختاری صورت گرفت. پایایی نیز به روش توافق کدگذاری نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان داد که ابعاد شناسایی شده الگوی زنجیره ارزش چرخشی عبارتند از شرایط علّی متشکل از وضعیت منابع طبیعی و شرایط زیست‌محیطی، بستر و زمینه‌سازها مشتمل بر عوامل اقتصادی- یط مداخله‌گر شامل عوامل سازمانی و قانونی- سیاستی، راهبردها نیز مشتمل بر رهیافت اصلی و پشتیبان بوده و پیامدهای سطح خُرد، سطح صنعت و سطح ملی احصاء گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تاریخی بکارگیری پارادایم نوآوری باز در صنعت فولاد ایران: تحلیلی مبتنی بر مفهوم یادگیری فناورانه</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_737579.html</link>
      <description>بر اساس مفهوم خط سیر فناوری در کشورهای در حال توسعه، فرآیند نوآوری در این کشورها با بهبود توانمندی نوآوری بنگاه‌هایی آغاز می‌شود که با شرکت‌های خارجی بزرگ و چندملیتی تعامل دارند و دانش و فناوری را از شرکت های پیشرو جذب می‌کنند. پویایی این فرآیند می‌تواند کشورهای نوظهور را، از طریق رویکردهای نوآوری باز، خود به منبع فناوری و نوآوری بدل کند. با این حال، فرآیندها و سازوکارهایی که بنگاه‌های کانونی در نوآوری باز به کار می‌گیرند و به ارتقای توانمندی فناورانه می‌انجامد، هنوز به‌طور کامل شناسایی و مستند نشده است. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل تاریخی الگوهای نوآوری باز در صنعت فولاد ایران از منظر یادگیری فناورانه است. برای این منظور، از روش مطالعه موردی و رویکرد تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شد و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۹ خبره از چهار گروه ذی‌نفع (سیاست‌گذاران، تولیدکنندگان فولاد، شرکت‌های مهندسی و مؤسسات تحقیقاتی دانشگاهی) تا دستیابی به اشباع نظری گردآوری گردید. یافته‌ها سه الگوی اصلی را آشکار ساخت: &amp;amp;laquo;سازمان یاددهنده به‌عنوان تلفیق جریان ورودی و خروجی دانش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ایجاد شرکت‌های مهندسی به‌عنوان شرکت‌های زایشی&amp;amp;raquo;، و &amp;amp;laquo;ایجاد و ارتقای زیست‌بوم نوآوری برای توسعه فناوری‌های مرز دانش&amp;amp;raquo;. تحلیل تاریخی نشان داد که این الگوها هر یک نقطه آغاز مشخصی دارند اما فاقد نقطه پایان‌اند و به‌صورت لایه‌هایی هم‌پوشان و مکمل تا امروز فعال مانده‌اند؛ ضمن آنکه با گذر زمان، بازیگران کلیدی و سازوکارهای غالب یادگیری در هر دوره دگرگون شده و صنعت را از نوآوری تدریجی به‌سوی نوآوری بنیادین سوق داده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مؤلفه‌های دیجیتال، کیفیت نهادی و کارآفرینی: تحلیلی پویا از اثرات ناهمگون</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_737580.html</link>
      <description>مفهوم &amp;amp;laquo;دیجیتالی‌شدن&amp;amp;raquo; در ادبیات کارآفرینی اغلب به‌عنوان سازه‌ای یکپارچه سنجیده شده و پژوهش‌های پیشین عمدتاً از تحلیل نحوه تعامل متمایز ابعاد مختلف آن با بستر نهادی غفلت کرده‌اند. این مطالعه با رویکردی جزء‌نگر، دیجیتالی‌شدن را به سه مؤلفه اصلی شامل قابلیت اتصال، استفاده از اینترنت و ادغام فناوری دیجیتال تفکیک کرده و به‌طور تجربی این پرسش را بررسی می‌کند که آیا این مؤلفه‌ها تأثیرات ناهمگونی بر فعالیت کارآفرینی (TEA) دارند و آیا کیفیت نهادی هر یک را به‌طور نامتقارنی تعدیل می‌کند. برای این منظور، از داده‌های پانل 41 کشور (توسعه‌یافته و در حال توسعه) طی دوره 2023-2007 و برآوردگر گشتاورهای تعمیم‌یافته سیستمی (System GMM) برای مهار درون‌زایی و لحاظ پویایی‌های کارآفرینی استفاده شده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که اولاً، هر سه مؤلفه دیجیتال تأثیر مثبت و معناداری بر کارآفرینی دارند، اما بزرگی این تأثیرات متفاوت است و قابلیت اتصال قوی‌ترین محرک مستقیم است. ثانیاً، کیفیت نهادی اثر هر مؤلفه را به‌شکلی نامتقارن تعدیل می‌کند؛ به‌طور مشخص، اثر تعدیلی نهادها بر ادغام فناوری دیجیتال (به‌عنوان پیشرفته‌ترین لایه دیجیتالی‌شدن) بسیار بزرگ و معنادار است، در حالی که این اثر بر قابلیت اتصال (لایه زیرساختی) بسیار ضعیف‌تر می‌باشد. ثالثاً، تحلیل اثرات نهایی آشکار می‌سازد که در محیط‌های با کیفیت نهادی ضعیف، قابلیت اتصال بازدهی غالب را دارد، اما با بهبود نهادها، ادغام فناوری دیجیتال به بیشترین بازدهی دست می‌یابد. این یافته‌ها دلالت‌های سیاستی مهمی به همراه دارند:</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی اجرای اعتبار مالیاتی تحقیق‌و‌توسعه در قانون جهش تولید دانش‌بنیان</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_737581.html</link>
      <description>سیاست اعتبار مالیاتی تحقیق‌وتوسعه به بنگاه‌ها اجازه می‌دهد بخشی از هزینه‌های پژوهشی خود را از مالیات بر درآمد کسر کنند یا حتی به سال&amp;amp;lrm;&amp;amp;rlm;های بعد منتقل نمایند. این ابزار در قانون جهش تولید دانش‌بنیان با هدف افزایش سرمایه‌گذاری بخش کسب‌وکار در تحقیق‌وتوسعه طراحی شده است، اما میزان تحقق آن بسیار کمتر از حجم پیش‌بینی‌شده بوده است. ازاین‌رو، هدف مقاله پژوهشی حاضر، آسیب‌شناسی اجرای سیاست اعتبار مالیاتی تحقیق‌وتوسعه در قانون جهش تولید دانش‌بنیان است. سؤال اصلی این است که عدم تحقق ظرفیت این ابزار سیاستی در ایران ناشی از چیست؟ مطالعه حاضر با رویکرد کیفی اکتشافی و در قالب مطالعه موردی انجام شده است. داده‌ها از طریق 23 مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با سه گروه کلیدی شامل سیاست‌گذاران و مجریان، خبرگان ارزیابی تحقیق‌وتوسعه و مدیران شرکت‌های واجد شرایط گردآوری و با استفاده از روش تحلیل محتوا و نرم‌افزار MAXQDA کدگذاری شده است. یافته‌ها پنج خوشه اصلی از چالش‌ها را آشکار می‌کند: کاستی‌های مربوط به طراحی و شمولیت ابزار، ضعف هماهنگی نهادی و فقدان اعتماد متقابل میان مجریان اصلی، پیچیدگی، ابهام و ناپایداری فرآیند اجرا و سامانه الکترونیکی مرتبط، محدودیت ظرفیت سیاستی، تحلیلی و اجرایی نهادهای متولی و ناهمگونی ویژگی‌های بنگاه‌ها و فعالیت&amp;amp;rlm;های تحقیق‌وتوسعه که به بهره‌مندی نابرابر شرکت‌های کوچک و نوپا منجر شده است. یافته‌ها را می&amp;amp;rlm;توان به عنوان نمودی از &amp;amp;laquo;شکاف طراحی&amp;amp;ndash;اجرا&amp;amp;raquo; تفسیر کرد که نشان می‌دهد در غیاب اعتمادسازی نهادی، هماهنگی بین‌بخشی مؤثر و سرمایه‌گذاری هدفمند در ظرفیت‌های اجرایی، حتی ابزارهای نسبتاً خوب از نظر طراحی نیز قادر به افزایش معنادار سرمایه‌گذاری بخش کسب‌وکار در تحقیق‌وتوسعه نخواهند بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل موانع ساختاری توسعه خودروهای برقی در ایران با رویکرد حکمرانی یکپارچه</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_737582.html</link>
      <description>توسعه صنایع با فناوری بالا در ایران، به‌ویژه خودروهای برقی، با موانع نهادی، سیاستی و فنی-اقتصادی مواجه است که ریشه آن در ضعف حکمرانی یکپارچه نهفته است. این پژوهش با هدف شناسایی، اولویت‌بندی و تحلیل موانع ساختاری توسعه خودروهای برقی و استخراج الزامات حکمرانی یکپارچه، با رویکرد کمی و روش توصیفی-پیمایشی اجرا شده است. جامعه آماری شامل مدیران، کارشناسان و متخصصان حوزه خودرو، انرژی، زنجیره تامین و نهادهای سیاستگذار بود که ۶۷ نفر به روش غیرتصادفی هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته با ۹ متغیر مستقل و ۳۶ گویه بود که روایی آن با روش دلفی و شاخص‌های CVR و CVI تایید شد. تحلیل داده‌ها با مدل‌سازی رگرسیون چندمتغیره انجام شد. یافته‌ها موانع را در دو دسته کلان نشان داد: &amp;amp;laquo;چالش‌های نهادی&amp;amp;raquo; شامل (تفرق نهادی، سیاست‌گذاری‌های متناقض، شکاف زیرساختی و فقدان یکپارچگی در زنجیره ارزش) و &amp;amp;laquo;چالش‌های فنی-اقتصادی&amp;amp;raquo; شامل (ناترازی انرژی، ضعف فناوری‌های کلیدی، چالش تأمین مالی و تله مونتاژ). نتایج آشکار کرد که بحران ناترازی انرژی و ضعف فناورانه شدیدترین اثر را دارند، اما ریشه اصلی در گسست‌های نهادی و حکمرانی پراکنده است؛ به‌گونه‌ای که تفرق نهادی و سیاست‌گذاری‌های متناقض بستر بحران‌های فنی-اقتصادی را فراهم کرده و صنعت خودرو را در &amp;amp;laquo;تله مونتاژ&amp;amp;raquo; گرفتار کرده است. این پژوهش سه پیش‌نیاز اساسی برای حکمرانی یکپارچه صورت‌بندی می‌کند: متولی واحد هماهنگ‌کننده فرابخشی، راهبرد ملی یکپارچه بلندمدت، و گذار از مونتاژمحور به زنجیره ارزش یکپارچه. بازتعریف ساختار حکمرانی شرط لازم و مقدم بر هر برنامه‌ریزی فناورانه یا سرمایه‌گذاری صنعتی در این حوزه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده‌نگاری راهبردی برای توسعه بازار: سناریوهای بدیل صنعت لوازم خانگی ایران در افق ۱۴۱۴</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_737583.html</link>
      <description>هدف: صنعت لوازم خانگی ایران پس از دهه‌ها تمرکز بر الگوی مونتاژکاری، اکنون در نقطه عطف گذار به سمت تولید با طراحی اصلی و توسعه بازارهای صادراتی قرار دارد. پژوهش حاضر با هدف تدوین سناریوهای بدیل توسعه بازار در افق ۱۴۱۴، به دنبال شناسایی پیشران‌های کلیدی و ارائه نقشه راه استراتژیک برای کنش‌گری پیشرو در این صنعت است. روش‌شناسی: این تحقیق از منظر هدف، کاربردی-توسعه‌ای و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی با رویکرد آینده‌نگارانه است. داده‌ها از طریق استراتژی آمیخته (اکتشافی متوالی) گردآوری شدند. ابتدا با پایش محیطی پستل و پنل خبرگان، ۳۴ متغیر شناسایی و سپس با استفاده از تحلیل ساختاری نرم‌افزار میک‌مک، ۱۲ پیشران کلیدی استخراج گردید. در نهایت، با بهره‌گیری از مدل شبکه‌ی کسب‌وکار جهانی(GBN)، عدم‌قطعیت‌های بحرانی شناسایی و سناریوهای بدیل صورت‌بندی شدند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که چهار عدم‌قطعیت &amp;amp;laquo;تعاملات بین‌المللی و تحریم‌ها&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نفوذ اکوسیستم هوشمند&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پایداری زیست‌محیطی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ساختار رگولاتوری حکمرانی&amp;amp;raquo;، ستون‌های اصلی آینده صنعت را شکل می‌دهند. بر این اساس، چهار سناریو تحت عناوین &amp;amp;laquo;جهش فناورانه، &amp;amp;laquo;رشد شکننده&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توسعه واگرا&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فروپاشی زنجیره&amp;amp;raquo; ترسیم شدند. یافته‌ها موید آن است که توسعه بازار صادراتی تنها در سایه گذار به قابلیت‌های پویا و نوسازی مدل‌های کسب‌وکار میسر است.نتیجه‌گیری: اهمیت این پژوهش در ارائه مدلی بومی است که برخلاف مطالعات سنتی، آینده‌نگاری را به قابلیت‌های عملیاتی بازاریابی پیوند می‌زند. نتایج حاکی از آن است که استراتژی‌های &amp;amp;laquo;توسعه معماری ماژولار&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مدل‌های خدمات‌محور&amp;amp;raquo;، راهبردهای پابرجایی هستند که فارغ از تحقق هر سناریو، تضمین‌کننده بقا و بالندگی صنعت لوازم خانگی در محیط متلاطم ایران خواهند بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت بندی موانع صادرات صنایع غذایی استان سیستان و بلوچستان</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_737584.html</link>
      <description>با توجه به نقش صادرات در رشد اقتصادی و توسعه منطقه‌ای، این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت‌بندی موانع صادرات صنایع غذایی استان سیستان و بلوچستان انجام شد. موانع صادراتی در شش حوزه زیرساختی، سیاسی، اقتصادی، بازار، قانونی و نیروی انسانی و مدیریت شناسایی و با نظر خبرگان ارزیابی شدند. اولویت‌بندی موانع با استفاده از روش تحلیل رابطه خاکستری و بر اساس معیارهای شدت اثر، احتمال وقوع، هزینه‌زایی، تأخیر زمانی و قابلیت کنترل انجام گرفت. پردازش داده‌ها نیز با بهره‌گیری از زبان برنامه‌نویسی پایتون انجام شد.نتایج نشان داد که موانع زیرساختی مهم‌ترین عامل محدودکننده صادرات صنایع غذایی استان هستند. پس از آن، موانع سیاسی و اقتصادی در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. در سطح موانع مشخص، ضعف زنجیره سرد و لجستیک صادراتی، کمبود نیروی انسانی ماهر در فرآوری و بسته‌بندی، بسته‌بندی نامناسب، ضعف تبلیغات و برندینگ و بی‌ثباتی سیاست‌های ارزی و تجاری از مهم‌ترین عوامل بازدارنده شناسایی شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که مسئله اصلی صادرات صنایع غذایی استان تنها به تولید محدود نیست، بلکه به ضعف حلقه‌های پس از تولید، از جمله نگهداری، بسته‌بندی، حمل‌ونقل، بازاریابی و سیاست‌گذاری نیز مربوط است.بر این اساس، پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران و نهادهای استانی با حرکت از رویکرد تولیدمحور به رویکرد زنجیره‌محور، توسعه زیرساخت‌های زنجیره سرد، تجهیز پایانه‌های صادراتی، بهبود حمل‌ونقل یخچالی، ارتقای فناوری بسته‌بندی، آموزش نیروی انسانی متخصص، تقویت تبلیغات و برندینگ و کاهش نااطمینانی‌های سیاستی را در اولویت برنامه‌ریزی‌های صادراتی استان قرار دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل پارادایمی احیای برندهای ناموفق توسط برندهای شخصی کارآفرینان</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_737585.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، طراحی مدل پارادایمی احیای برندهای ناموفق توسط برندهای شخصی کارآفرینان است. پژوهش از نظر هدف کاربردی-توسعه‌ای و از نظر روش‌شناختی، این پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد نظریه‌ی داده‌بنیاد اشتراوس و کوربین است. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۲ نفر از خبرگان تجربی شامل مدیران برند کارآفرینان بودند که به روش نمونه‌گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته‌ی عمیق جمع‌آوری و تا اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها در سه مرحله‌ی کدگذاری باز، محوری و انتخابی با نرم‌افزار مکس‌کیو.دی.ای انجام شد. یافته‌ها نشان داد شرایط علی (شامل برنامه‌ریزی بازآفرینی برند، برندسازی دیجیتال، بسیج منابع احیاگرانه و مشارکت با مشتریان) بر پدیده‌ی محوری (احیای برندهای ناموفق) تأثیر می‌گذارند. شرایط زمینه‌ای (خوشنامی کارآفرین و سرمایه‌ی نمادین کارآفرین) و شرایط مداخله‌گر (فرسایش ارزش ویژه‌ی برند) نیز بر راهبردها و اقدامات مؤثرند. راهبرد اصلی، استراتژی بهره‌برداری از برند شخصی کارآفرینان است. این راهبردها به پیامدهایی شامل بهبود هویت برند، جایگاه‌یابی مجدد برند و بازسازی مشروعیت بازار منجر می‌شوند. نتایج نشان می‌دهد احیای برندهای ناموفق فرایندی چندلایه و پویاست. سرمایه‌ی نمادین و خوشنامی کارآفرین، پشتوانه‌های اصلی اعتمادسازی‌اند، درحالی‌که فرسایش ارزش ویژه‌ی برند، نیاز به راهبردهای تهاجمی‌تر را افزایش می‌دهد. بهره‌گیری هدفمند از برند شخصی کارآفرین، شکاف اعتماد را کاهش داده و روایت تازه‌ای از برند در ذهن مخاطب شکل می‌بخشد. این پژوهش مدلی منسجم برای مدیران برند و کارآفرینان ارائه می‌کند تا با استفاده از برند شخصی، فرایند بازآفرینی برندهای ناموفق را تسهیل نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>"شناسایی عوامل توانمند ساز دیجیتال در توسعه تاب آوری صنایع با مرور ادبیات نظام مند (SLR)</title>
      <link>https://barresybazargani.itsr.ir/article_737586.html</link>
      <description>پیدایش فناوری های روز دیجیتال و صنعت نسل ۴.۰ منجر به شکل گیری رویکرد نوین تحول دیجیتال برای سازمان ها و جوامع شده و ضمن به وجود آمدن مدل های کسب وکار جدید، اختلالاتی نیز در صنایع و بازارهای جهانی شده مشاهده می‌شود. در عصری که نوسان پذیری، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام مرتبا مطرح شده و بحران های غیر منتظره دائما رخ می‌دهند، توانایی سازمان ها در توسعه یک سیستم قوی و تاب آور برای تداوم آنان حیاتی است. ازین رو تحقیق حاضر در پی کشف و شناسایی پتانسیل های فزاینده این نسل دیجیتال به نفع تاب آوری صنایع و تبدیل این تغییرات مداوم به فرصت هایی برای بهبود کسب و کار ها میباشد. پژوهش حاضر از لحاظ گردآوری داده کتابخانه ای است. طی مرور ادبیات سیستماتیک، با جست وجو کلیدواژه های مرتبط در بستر های معتبر علمی و سپس غربال یافته ها، مقالات نهایی در بخش تاب آوری صنایع ۴۴ مورد و در بخش دیجیتال سازی صنایع ۷ مورد شناسایی شدند. سپس از طریق فراترکیب "عوامل توانمند ساز دیجیتال" و "لازمه های تاب آوری صنایع" استخراج شده به تجزیه و تحلیل داده های کیفی پرداخته شد. چارچوب پشنهادی ما لازمه های تاب آوری را در چهار برهه زمانی: قبل از وقوع بحران (پیشدستی)؛ حین بحران (مقابله) ؛ بعد از وقوع بحران (انطباق) و بلند مدت (دوام کسب و کار) و عوامل توانمندساز دیجیتال را در هفت گروه کلی فناوری اطلاعات، هوش مصنوعی، رایانش ابری، شبیه ساز ها، سیستم های سایبر-فیزیکی، تجهیز اینترنتی و تولید افزایشی شناسایی میکند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
